خاطرات نگار من

زندگی در کنار آدمهای دشوار

سلام باور کنید هر مطلبی که در مورد زندگی خود مینویسم عین واقعیت است. من و شوهرم شانزده ساله که زیر یک سقف با هم زندگی میکنیم ولی اگه بگم نصف این سالها با هم قهر بودیم اغراق نکرده ام برای نمونه:دیشب دوتا نان آورد و گفت :میگم نگار این دوتا نونه از صبح توی ماشین بوده فکر میکنی به درد بخوره حالا ساعت چنده یک و نیم نصف شب منم گفتم بزار خودم میذارم یخچال موقع خواب گفتم نونی که از صبح تا حالا توی گرما بوده به چه درد میخوره از گذاشتنش توی یخچال منصرف شدم صبح که بلند شدم دیدم هر کدوم از نونا یه طرف آشبزخونه افتاده در کابینتا هم بازن سر جانونی هم یه طرف دیگه افتاده این یعنی چرا نونه رو توی یخچال نذاشتمعصبانی حالا میاد جاشو دو متر از جایی که میشینه تلویزیون نگاه میکنه دورتر میکنه حرف هم نمیزنه غذا هم بعد از اینکه من خوردم میخوره واین قهر بدون منطق ادامه دارد حالا نمیدونم تاکیناراحتخوب منم اولش باهاش حرف میزنم ولی هیچ جوابی نمیده میذارمش به حال خودش باشه اون بدون هیچ سوالی از من قضاوت میکنه باور میکنید دیگه این قهر اش برام عادی شده.دیگه خسته شدم .میبخشمش فایده نداره مقابل به مثل میکنم بازم نتیجه ای در بر نداره واقعا بریدمافسوس

+   نگار ; ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

خیلی سخته

خیلی سخته چیزی رو که تادیشب بود یادگازی

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بیوفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

میسوزونه گاهی قلبو زهر تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیونه

هوساش وقتی تموم شد بگه بیشت نمیمونه

خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات میمیره

 بره ودیگه سراغی از تو ونگات نگیره

خیلی سخته تا یه روزی حرفای اون باورت شه

نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی

خیلی سخته توی باییز با غریبی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت

اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته اونکه دیروز واسش یه رویا بودی

 از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

خیلی سخته بری یکشب واسه چیدن ستاره

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

خیلی سخته که من و تو همیشه با هم بمونیم

انقدر عاشق که ندونن دیونه کدوممونیم

 

+   نگار ; ۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

سلام خدمت همه دوستان ورود من را در این روز خجسته که هم میلاد فاطمه زهرا(ص)هست و هم روز زن ومادر به جمع خودتان

ببذیرید.متشکرم

+   نگار ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir